تبلیغات
دست نوشته های میتی - اولین مطلب

نوع مطلب: دل نوشت     تاریخ: پنجشنبه 1390/02/1     ساعت: 00:01


باورم نمیشه که برگشتم به 5 سال پیش
روزهایی که خیلی تنها بودم و همه مشکلاتمو تو خودم میریختم
کسی رو نداشتم که باهاش درد دل کنم و بخوام حرف دلم رو بهش بزنم

با گذشت زمان ، شرایط تغییر کرد و دوستای خیلی خوبی پیدا کردم
جوری که هروقت دلم میگرفت همه هوامو داشتن و تنهام نمیذاشتن
وادارم میکردن حرف بزنم و غصه هامو بیرون بریزم

امروز بعد از 5 سال دوباره همون حس گذشته رو دارم
نمی دونم چی شد
یهو همه چی تغییر کرد
دوستام ازم فاصله گرفتن
پشتمو خالی کردن
و بدتر از همه خونواده ... !!!

شرایط خیلی سختیه
دوست دارم جلوی اشکامو بگیرم و به خودم امید بدم
ولی ترس از اینکه دوباره ممکنه همه چیز خراب بشه بهم این اجازه رو نمیده

دلم خیلی گرفته
از خدا ، روزگار ، سرنوشت ، زندگی ، مامان ، دوستام و ...

خیلی خستم
کاش میشد واسه یه مدت طولانی به خواب برم
اما فکر کنم دو هفته ای میشه که خواب به چشام نمیاد

خدایا
تنها امیدم تویی
کمکم کن



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 1390/02/26